تبليغاتX
مه سو ره

مه سو ره

همه جا ساكت است
خورشيد خاكستري و
باراني نيست و
دريا فراموش كرده از كجاست
مرثيه ادامه دارد
كوچه ها تاريك و
هيچ پرنده اي لحظه اي بيداد نميكند
كسي آرامش را از اين شهر ربوده است
همه چيز آماده بازگشت است
عشق تنهاست

وارث زمين برگرد
من از اين آوازهاي شوم بيم دارم
 

+نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت5:39توسط سپهر | |

چه گذشت بر من
من مرد يكه تاز جاده ها
اينچنين از سرما و بي انتهايي جاده ها گله ميكنم
چه كردي
كه براي هر بهاري از سكوت زمستان و شكوه مرگ روايت ميكنم
چقدر فرتوت شده ام
ستاره ها تو را محرم راز من دانستن و تو
از مكث اين شك نابجا
من مانده ام و .........
من
ديگر نه آسمان منتظر توست نه ستاره ها
تو به فرشتگان خيانت كردي
ولي من خسته هنوز بدنبال ياد نسترنها
از هر بي نشاني سراغت را ميگيرم
بانوي من
برگرد
دوستت دارم

+نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت23:39توسط سپهر | |